



ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
خيلي وقت پيش دلم هواي نوشتن كرده بود.
منتها نمي دانستم چگونه بايد شروع كنم؟
يا اینکه از کجا شروع کنم؟
عجيب بعضي وقتها دلم تنگ مي شود ؛ براي خودم ؛ براي خود خودم ؛ براي ديگران ؛ براي طرحهايم ؛ براي پسرم ، براي آينده پسرم ؛ عجيب بعضي وقتها دلم تنگ مي شود .....
پدرم مي گفت وقتی کودک بودم تلويزيون پينو كيو را نشان مي داد و من با دقت آن را مي ديدم ؛ بعد تلویزیون را خاموش مي كردم و با توجه به ذهنيتي كه قبلا داشتم ؛ پينوكيو ؛ پدر ژپتوو…را مي كشيدم …تا اينكه وارد مقطع راهنمايي شدم …وارد دبيرستان که شدم …پدرم مي خواست كه من مهندس شوم …نه خداي من… من هيچ علاقه اي به رشته رياضي نداشتم … متنفر بودم …هنوز هم هستم …ازشيمي…فيزيك …ادبيات هنوز هم كه هنوزه بدم مي آيد … هنوز هم كه اسمشان را مي شنوم تنم مي لرزد تا اينكه تغييررشته دادم و وارد هنرستان هنرهاي تجسمي شدم ؛ آنجا خيلي با روحيات من سازگار بود و عجيب پيشرفت كردم …حداقل در كارم …كه با اساتيد زيادي آشنا شدم... كه نقش بسزايي در كارهايم داشتند....
راستي اولين كار مطبوعاتي من در سال 1372 چاپ شد . من دوم راهنمایی بودم و خيلي ذوق كردم... خوب تاآن موقع سابقه نداشت كاريكاتوري د رمطبوعات محلي به چاپ برسه و آن موقع شروع كار من با مطبوعات بود...بعد این قضيه ادامه داشت تا همين 2 سال پيش كه فضاي كار تنگ تر شد و با توجه به این موضوع ديگر كاري در مطبوعات به چاپ نرساندم ؛ يا خودم دوست نداشتم و يا دیگر مطبوعات حرفه اي به …آن شكل وجود نداشتند… بگذريم … القصه …
نزديك به يكسال از تاسيس وبلاگم مي گذرد … البته نا گفته نماند دوستي باب اين قضيه را باز كرد و حقيقتا هر وقت ايشان را مي بينم تشكر فراوان نصيبش مي كنم … جناب آقاي علي نقوي از همشهريان و روزنامه نگاران شهر كرمان كه خود نيز صاحب وبلاگ ( كرمانيان ) مي باشند … پيشنهاد ( وبلاگ ) را به من دادند … البته بنده آن موقع آن را جدي نگرفتم بعد ها متوجه شدم كه چقدر در اعتماد و ارتباط من با ساير كاريكاتور يستها يا علاقمندان به اين هنر مؤ ثر افتاده است.. البته نا گفته نماند وجود وبلاگم در شناساندن من به ديگر مردم جهان يا حداقل ايرانيان ديگر كشورها بي نهايت مؤ ثر بوده است كه آمار وبلاگم مزیدبر اين علت است ( نزديك به 50 هزار نفر بازديد در طول يكسال ) به نظر دوستان براي يك وبلاگ آمار خوبي است …
كاريكاتور هايي كه در معرض ديد عموم نمایش داده شد؛ اكثر غريب به اتفاق آثار مورد توجه دوستان قرار گرفت ؛ هر چند بودند كساني كه مرا متهم به خيلي چيز ها كردند ( ترويج بي بند و باري.. لاقید ي و … ) بگذريم … دوستان خوب مي دانند كه من از سانسور متنفرم و تا آنجايي كه مقدور بود ؛ نظري را حذف نكردم كه هنوز در آرشيو نظرها موجود است مگر اينكه به خانواده ام توهين شده باشد ( و این در شان کسانی که نیت امر به معروف را دارند نیست.) در صورتي كه مي توانستم مثل ديگران قبل از اينكه نمايش داده شود خودم نظرها را تاييد و یا حذف كنم ولي اينكار را نكردم و نمي كنم.
در هر صورت به نظر دوستان احترام گذاشته و مي گذارم ؛ هدف من از بيان بعضي از طرحها چيزي جز پيام خاص خود را نداشته و ندارد كمي بايد از دريچه اي ديگر به كارها نگاه كرد كه البته درست است با توجه به فرهنگ حاكم در كشور بايد به مزاق بعضي از دوستان خوش نيايد ؛ ولي به قول سهراب : چشمها را بايد شست …
در طول اين يكسال فعاليتم در عرصه فضاي مجازي من با دوستان زيادي آشنا شدم كه حقيقتا در گسترش و تبليغ و شناساندن خودم و وبلاگم نقش بسزايي را ايفا كرده است ولي اول از هر چيز از همسر مهربان و فداكارم تشكر مي كنم كه علي رغم بزرگ كردن كوروش ( پسرم ) اذيتهاي من را نيز تحمل كرده و مي كند …
آقايان و خانمها : هادي حيدري عزيز ( پرشين كارتون ) كه انصافا براي شروع كار من در عرصه دنياي مجازي نقش بسزايي را ايفا كردند و شخص جناب آقاي تدين و همه برو بچه هاي خوب ( پرشين كارتون ) مسعود شجاعي طباطبايي ( ايران كارتون )رحيم بقال اصغري ( تبريز كارتون ) وحيد قرايي ( كرمان خبر ) كه قبل از شروع كارم در وبلاگ اين دوست كاريكاتورهاي من را در وبلاگش قرار مي داد – فرشته منعمي ( دنياي يك فرشته ) سارا بلداچی(وبلاگ نويس ) آذين محد زاده ( مسئول سايت گل آقا) امير غفار بيگي ( Kickoff ) : البته نا گفته نماند طرحهاي اين وبلاگ زيبا نيز كار ايشان است – اردشیر کاتوزیان (مفشو) مهنازيزداني ( آيناز كارتون ) حسين مرعشي ( قهوه خانه ) نيك آهنگ كوثر (كاريكاتوريست ) مجيد اديبي (كاريكاتوريست ) محمد رضا نژاد حيدري ( كرمان ما ) فهيمه خضر حيدري ( حرفه خبرنگار)كريم ارغندپور ( نماي آينده ) مسيح علي نژاد (خبرنگار ) حميد نيك نفس ( شاعر ) مهدي محبي كرماني ( نو يسنده ) سايت ابهام_ خاتون ( هزار يك شب ) آيت ا… نادري (گام اول ) ندا تنهايي مقدم ( تبريز كارتون ) نیکورای ( تبريز كارتون ) جابر عبدلي ( لي لي كارتون ) عباس قاضي زاهدي ( كاسني ) سيد جواد جوادي (کاریکاتوریست) مهدي و مريم رزم حسيني ( پسر عمو ودختر عمويم در انگلستان ) علي و محمد خسروياني ( پسر خاله هايم در مالزي ) سانا ( لبنان ) سيد علي ميرافضلي ( ابن محمود ) مجيد رشيدي ( گزارشگر ) فرزانه لشكري ( خبرنگار ) بهزاد باشو ( كاريكاتوريست ) رويا صدر (طنزنويس ) شاهرخ حيدري (كاريكاتوريست) فرشاد سلطاني ( خبرنگار ) برديا تيموري ( خبرنگار ) فاطمه آراد (خبرنگار ) محمد لطيف كار ( خبرنگار ) رضا گنجي (كاريكاتوريست ) محمدامين آْقايي ( كاريكاتوريست )مهشيد هاشمي ( لحظه هاي رنگ نور و لبخند ) سعيد قرايي (خبرنگار ) مهناز فرخي ( كارگاه هنر ) زينب اميري مقدم (كاريكاتوريست ) سودابه سرلك ( خبرنگار) امين مؤيدي اصفهاني (كاريكاتوريست ) جمال رحمتي ( كاريكاتوريست) ليدا معتمد ( تصوير گر ) محمد خدادادي( كاريكاتوريست) عباس ناصري ( كاريكاتوريست ) رها ( راديو سيستي) اعظم ( بوف بنا ) سودا به نيك نيا ( هم كيش من ) نونا ( وبلاگ نويس ) محمد علي فردوسي (روزنامه نگار ) علي نظامي(كاريكاتوريست) محمد سلطاني(كاريكاتوريست) مهدي خواجويي(كاريكاتوريست)مهدیه شفیعی(کاریکاتوریست)مجید مکی زاده(همکار)محمد مهاجری(همکار) و بسياري ديگر از دوستان كه حقيقتا ديگر حافظه ام ياري نمي رساند .
در پايان مي خواهم از دوست عزیزی تشكر كنم ... راهنمايي هاي اين استاد بزرگوار باعث شد كه عرصه فعاليت من از حوزه مطبوعات به حوزه جشنواره هاي خارجي تغيير يابد و هر چه من تا كنون مقام گرفته و مي گيرم همه را تقديم انديشه بزرگ ايشان مي كنم و آن كسي نيست جز استاد مسعود ضيايي زردخشويي كه اولين برخورد من با ايشان سال 83 در كرمان بود ودرگير برگزاري جشنواره كاريكاتور بم بودم كه آشنايي من با ايشان كليد موفقيتهاي جهاني مرا زد … باشد كه قدردان بزرگواري هاي ايشان باشم.....
به امید دیدار همه دوستان عزیز...
محمد صالح رزم حسینی(ابوکوروش)
فروردین۸۷
ببخشید دیگه.....این چند روز اصلا" حالم خوب نیست..................خودم هم نمیدونم......

